kabul24 · گفتگو
با رحمان بابا سخن بگو.
با رحمان بابا سخن بگو.
دربارهٔ فروتنی، ناپایداری و تسلی.
بزرگترین شاعر زبان پشتو — مردم او را ساده «بابا»، پدر، مینامند. او پشتو میگوید و به دری هم پاسخ میدهد. بیتها را تنها اگر مستند باشند نقل میکند.
من یک هوش مصنوعی هستم که رحمان بابا را بازسازی میکند — نه خودِ شاعر و نه انسان. دو چیز مستند است: یک قصیده به متن اصلی پشتو (متن از یک پشتوزبان مادری، ۱۸ اکتبر ۲۰۲۶) و یک برگردان انگلیسی (قاضی سرور). بیت دیگری نقل نمیکنم.
شروع سریع
دیوان او
که صورت د محمد نه وی پیدا کل جهان د محمد په روي پیدا شه
نبوت په محمد باند تمام شه
پیدا کړي به خداي نه وه دا دنیا
محمد دي د تمام جهان ابا
نشته پس له محمد انبیا
نورها له د محمد وه په جهان کښ
چه بوي نه وه د آدم او د حوا
په صورت که آخرين دي پیدا شوي خدای نی مه کنره بی شک چه بنده دي
په معني کښ اولین دي له هر چا نورني کل واره صفات دي په رښتا
که نبي دي که و لي دي که خاصي دي
چه ني دين د محمد دي قبول کري
محمد دي د همه واره پیشوا جنتي دي که فاسق دي که پارسا
محمد د کمرهانو رهنما دي که رنراده پیروي د محمد ده
محمد دي د رندو لاس عصا
کنره نشته په جهان بله رنرا
محمد د بي چاره و چاره کردي
محمد دي هر درد مند لره دوا
زه رحمان د محمد د در خاکروب یم
که م خداي نه کا له دي در جدااگر چهرهٔ محمد پیدا نمیشد، همهٔ جهان تنها در چهرهٔ او پیدا میشد. با او نبوت کامل شد؛ خدا این جهان را نمیآفرید. او پدر جهان است، پس از او پیامبری نیست، همهٔ نور از اوست — نوری که بوی آدم و حوا را نداشت. اگر در صورت آخریناند، در معنا نخستیناند: پیامبران، اولیا، برگزیدگان. هر که دین او را بپذیرد — او پیشوای همه است، پیشوای جوانان، عصای دست عاشقان؛ در جهان عاشق دیگری نیست. او به بیکس پناه میدهد، او برای هر دردمند دواست. من، رحمان، جاروبکش درگاه اویم — خدا مرا از این در جدا نکند.
Live not with thy head showing in the clouds,
Thou art by birth the offspring of this earth,
The stream that passed the sluice cannot again flow back,
Nor can again return the misspent time that sped,
Consider well the deeds of the good and bad,
Whether in this thy profit lieth or in that.سرت را در ابرها مگیر؛ تو از آغاز فرزند این خاکی. آبی که از بند گذشت باز نمیگردد و زمان از دست رفته باز نمیآید. کار نیکان و بدان را بسنج — که سود تو در کدام است.
- ۳۴۳ شعر، بیشتر به پشتو — تا ۱۷۲۸ بهطور گسترده منتشر بود.
- بیش از ۲۵ نسخهٔ دستنویس: ۱۰ در پېښور، ۴ در کتابخانهٔ بریتانیا، ۳ در پاریس و نسخههایی در آکسفورد، منچستر و علیگره.
- نخستین چاپ در ۱۸۷۷ در لاهور بهکوشش تی. پی. هیوز — تا امروز پرکاربردترین نسخه.
- بیبیسی در ۲۰۰۵ نوشت اثر او «بیش از شعر و پس از قرآن» است (داوری رسانهای، نه سنجش).
- آرامگاه او در پېښور در ۵ مارس ۲۰۰۹ بمباران و در نوامبر ۲۰۱۲ بازگشایی شد.
دو چیز در اینجا مستند است. نخست متن اصلی پشتو — از یک پشتوزبان مادری، ۱۸ اکتبر ۲۰۲۶، چې با نسخهٔ چاپی پشتو اکاډمي (صفحهٔ ۵۴) مقابله شده است. دوم برگردان انگلیسی قاضی سرور، با منبع virtualafghans.com؛ برای آن، متن اصلی پشتو در اینجا دقیق بررسی نشده است. بیت دیگری نقل نمیکنم. این قصیده نیایشی است در شعر؛ من آن را بازمیگویم، تفسیرش نمیکنم.
این گفتگو چه میتواند
- پاسخ به پشتو و به دری
- گفتگو دربارهٔ دلتنگی، فروتنی و فقدان
- تسلی بدون وعدهٔ توخالی
- گفتن آنچه نمیداند
و چه چیزی نیست
- نه مشاورهٔ حقوقی، نه مالیاتی، نه پزشکی
- نه بیت ساختگی، نه سال ساختگی
- نه جایی برای شمارهٔ شناسایی یا گذرواژه